عطا ملك جوينى
382
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
مكسوره و ياء مثنّاة تحتانيّهء ساكنه و در آخر ميم « 1 » ( يا پريم ) كه ذكر آن در كتب تواريخ و مسالك و ممالك از قبيل تاريخ طبرى و يمينى و ابن اسفنديار و مسالك و ممالك اصطخرى و ابن حوقل و ابن الفقيه و غيرها بسيار مكرر آمده و در قديم مركز حكومت سلسلهء از اصفهبدان طبرستان از طبقهء اوّل از آل باوند « 2 » بوده است شهرى بوده واقع در كوهستان شرقى مازندران در هزار جريب دو دانگهء حاليّه ( يعنى در قسمت غربى جبال هزار جريب ) در جنوب سارى بر لب يكى از فروع رود تجن كه نزديك سارى ببحر خزر ميريزد و اكنون نيز از قرار مذكور بلوكى به همين اسم فريم در همان موضع باقى است « 3 » ، رجوع شود بكتاب « مازندران » تأليف رابينوى انگليسى طبع اوقاف گيب ص 57 و بنقشهء مازندران مندرج در همان كتاب ، و بدايرة المعارف اسلام در عنوان « مازندران » ج 3
--> ( 1 ) انظر شرح اليمينى : ج 2 ص 10 و 193 ، ( 2 ) اصطخرى و ابن حوقل اين طايفه را آل قارن ناميدهاند و نصّهما : « فامّا جبال قارن فانّها قرى لا مدينة بها الا سهمار على مرحلة من سارية و مستقرّ آل قارن بموضع يسمّى فريم و هو موضع حصنهم و ذخائرهم و مكان ملكهم و يتوارث صاحب الجبل المملكة بها منذ زمان الأكاسرة » ( اصطخرى ص 205 و ابن حوقل ص 268 ) ، و بدون شك مراد دو مؤلف مذكور از آل قارن اولاد قارن بن شهريار هشتمين پادشاه طبقهء اوّل از آل باوند بوده كه طبرى نيز نام او را به همين كيفيّت يعنى « قارن بن شهريار » برده است ( عين عبارت طبرى در ص 383 ح 1 نقل شده است ) نه آل قارن بمعنى اخصّ يعنى سلسلهء معروف قارنوندان چه قارنوندان در سنهء 225 بقتل مازيار معروف كه آخرين پادشاه اين طبقه بود بكلّى منقرض شدند و در حين تأليف كتاب اصطخرى ( حدود 340 ) و ابن حوقل ( حدود 367 ) بيش از صد سال بوده كه ديگر آن سلسله ملوك وجود نداشتهاند و حال آنكه صريح عبارت دو مؤلّف مذكور اينست كه صحبت از ملوك معاصر خود ميكنند كما هو واضح ، ( 3 ) آنچه ما در حواشى ذيل صفحات ص 191 ح 9 بتبع مرحوم كازانوا در رسالهء « اصفهبدان فريم » احتمال دادهايم كه فريم با فيروزكوه معروف نزديك دماوند يكى بوده سهو است بايد اصلاح شود ،